حتماً شما هم این جمله را شنیده اید که مادر و ببین، دختر و بگیر. این جمله بسیار جمله ی درست و کاربردی است. مادر به عنوان اولین و مهمترین مراقب اصلی ( در حالت معمول که وجود پدر و مادر ضامن سلامت جسمی و روانی نوزاد است) انتقال دهنده ی صفات خلقی و روانی به جنین و بدو تولد هم به عنوان عامل مهم تربیت نقش بسیار مهمی در شکل دهی شخصیت کودک دارد.

تا آنجا که بسیاری از مشکلات روانی و رفتاری دوران بزرگسالی ما، محصول نحوه ی رفتار مادر و البته پدر در قبل و بدو تولد است. این موضوع تا بدان جا مهم است که بسیاری از روان شناسان از جمله فروید دوران کودکی را مهمترین دوران تربیتی و رشد عنوان کرده است.

میخواهم مدت ها در مورد تله های زندگی مان که در دوران کودکی شکل می گیرد صحبت کنم.

تله های زندگی سه ویژگی دارند که می توانیم با این سه ویژگی آنها را بشناسیم.

1-تله های زندگی، الگوها یا درون مایه های دیرپای زندگی هستند.

2-تله های زندگی، خود آسیب رسان هستند.

3-تله های زندگی، برای بقای خودشان می جنگند.

تله ی زندگی، الگو یا مضمونی است که دوران کودکی شکل گرفته است و خودش را در طول زندگی به فرد تحمیل می کند. منظور از الگوها یا مضمون ها، همان تله های زندگی است. اگر در دام تله ی زندگی افتاده باشید، ارمغان شما در دوران بزرگسالی، بازآفرینی شرایط دوران کودکی است، همان شرایطی که برای شما آسیب زا و مشکل آفرین بوده است.

تله های زندگی خود آسیب رسان هستند. مشاهده ویژگی خودآسیب رسانی تله های زندگی برای ما درمانگران که شاهد این ویژگی در بیماران هستیم، سخت دردناک و اندوه آفرین است. دایماً به سمت شرایطی جذب می شوند که به گذشته ی زندگی شان شباهت زیادی دارد. تله ی زندگی می تواند به هویت، سلامتی و ارتباط اجتماعی، شغل، حالت های خلقی صدمه بزند. تله ی زندگی تمام ابعاد زندگی را زیر سیطره ی نفوذ خود درمیآورد.

تله ی زندگی برای بقای خودش سخت تلاش می کند. کششی قوی در بیماران برای حفظ تله ی زندگی وجود دارد. این حالت بخشی از میل انسان به هماهنگی و ثبات است. می توانیم تله ی زندگی را بشناسیم. اگرچه تله ی زندگی دردناک و مشکل آفرین است اما برای افراد، عادی و معمولی شده است. بنابراین تغییر راه های انطباقی در خانواده ی ناسازگار در نظر گرفته می شوند.

اولین عامل در شکل گیری تله ی زندگی، خلق و خو است که ذاتی و سرشتی در نظر گرفته می شود. میراث عاطفی ما باعث می شود که در قبال رویدادها به سبک و سیاق خاصی، واکنش هیجانی نشان بدهیم. نظیر سایر ویژگی های فطری، در خلق و خو نیز اصل تفاوت های فردی به شدت حاکم است. خلق و خو دامنه ای از هیجان ها را در برمی گیرد. ما معتقدیم که خلق و خویی که به ارث می بریم در شکل گیری تله های زندگی نقش دارد.

ممکن است فکر کنید خلق و خوی شما ترکیبی از این ابعاد است. خلق و خو ابعاد دیگری دارد که ما هنوز آنها را نشناخته ایم. البته رفتار ما علاوه بر اینکه تحت تاثیر خلق و خو است محیط نیز بر آن اثر می گذارد. محیط امن و حمایت گر حتی می تواند کودک کاملاً خجالتی و کمرو را خونگرم و اجتماعی بار بیاورد. اگر کودک آسیب ناپذیر در محیطی بزرگ شود که دائم در معرض خطر باشد، ممکن است حساس و ترسو بار بیاید. وراثت و محیط بر ما اثر می گذارند و زندگی ما را شکل می دهند. این مسئله ( حتی به درجاتی کمتر) در زمینه ی صفاتی که کاملاً جسمی است مثل قد و وزن نیز حاکم است. همه ی ما با استعدادی برای داشتن قد مشخص متولد می شویم و بخشی از توانایی بالفعل شدن این استعداد به محیط زندگی وابسته است. تغذیه، ورزش، غذاهای سالم در افزایش قد موثر است.

نظریه پردازان، مهم ترین عامل موثر محیطی را خانواده در نظر گرفته اند. پویایی های خانواده اصلی ما، تشکیل دهنده ی پویایی های دنیای اولیه ی ما بوده اند. زمانی که در شرایط فعلی در دام تله ی زندگی می افتیم، تقریباً بازسازی صحنه ای از پویایی های خانواده مان در دوران کودکی است. در اکثر موارد، خانواده بیشترین تاثیر را در کودکی بر ما برجای می گذارد و به تدریج که بزرگ می شویم از اثر آن کم می شود.

مدرسه، همسالان و جامعه، سایر عوامل تاثیرگذار بر زندگی هستند. اما خانواده در این بین، جایگاه خاصی دارد. زمانی که محیط اولیه خانواده مخرب و ناخوشایند باشد به شکل گیری تله های زندگی کمک می کند.

«نمونه هایی از محیط های اولیه ی آسیب رسان»

1-یکی از والدین بدرفتار و سوءاستفاده گر است و دیگری منفعل و درمانده.

2-والدین تان بی عاطفه و سردمهر بوده اند و دایم از شما توقع پیشرفت و موفقیت داشته اند.

3-والدین تان دائم با هم دعوا می کردند و شما در معرکه ی این جنگ و دعوا گیر کرده بوده اید.

4-یکی از والدین شما مریض و افسرده بوده و دیگری غایب، شما مجبور بودید از والد مریض مراقبت کنید.

5-هویت مستقل نداشتید و از یکی از والدین کاملاً تقلید می کردید. از شما انتظار می رفت که به عنوان جانشین، همه ی نیازهای یکی از والدین تان را برآورده سازید.

6-یکی از والدین شما ترسو بود و به شدت از شما حمایت می کرد. همین والد از تنهایی به شدت می ترسید و هیچ گاه شما را تنها نمی گذاشت.

7-والدین تان دائم از شما عیب جویی می کردند. احساس می کردید هیچ گاه نمی توانید رضایت آنها را جلب کنید.

8-والدین تان شما را لوس و نازپرورده بار آورده بودند. هیچ محدودیتی برای شما قائل نبودند.

9-همسالان تان شما را تحویل نمی گرفته اند یا حس می کردید با آنها خیلی فرق دارید و وصله ی ناجور جمع آنها هستید.

منبع : مینا نیک سرشت |رفتار بزرگسالی شما نشانه ی واضحی از نحوه ی تربیت و رفتارهای دوران کودکی با شماست....
برچسب ها : دوران ,والدین ,کودکی ,خانواده ,محیط ,زند، ,دوران کودکی ,مشکل آفرین ,برای بقای ,رسان هستند ,آسیب رسان