حالا که برای چندین روز از خداحافظی ام از فضای مجازیم گذشته و وبلاگ نویسی بی دردسر و بی مزاحمت غیر را ترجیح داده ام خواستم چندین خط را اینجا اینطور سیاه کنم که:

کتابهایم را که نوشتم- اولینش در سن   28 سالگی و دومینش را در سن 31 سالگیم هدفم شهرت نبود. نیتم این نبود که مشهور شوم و پله های شهرت را یکی بعد از دیگری طی کنم. من از همه ی آنچه که باعث شود ناخواسته در دایره ی غرور و خودبینی و تافته ی جدابافته از انسانیت باشم واهمه دارم. خودم را آنقدر قوی نمی دانم که در رفتارم و گفتارم با دیگران تاثیر بگذارد. به اندازه ی کافی منیت داریم!

دلم میخواست بعد این همه سال خواندن و نوشتن اطلاعاتم را به دیگرانی که شاید دلشان می خواست راه غیر از راه دیگرانی را طی کنند که زندگیشان صرف بیهوده و باطل شده بود معرفی کنم. کتاب دومم را که میخواستم چاپ کنم انتشارات می گفت بعضی ها در کتاب شان میزنند تیراژ 1000 تا و آن وقت خود انتشارات برای ترفندهای تبلیغاتی اش 500 یا 200 نسخه چاپ می کند تا زودتر به فروش برسد و نسخه ی اولیه تمام شود. آن وقت گفت اگر شما هم بخواهید می توانید برای کتاب تان از این ترفند استفاده کنید. قبول نکردم.

دروغ، دروغ بود. دروغ نه تنها کتابم را بی اثر و بی برکت می کرد بلکه نمایشی از روان مخرب من بود که میخواستم با کتابم راهنمای زندگی دیگری باشم. راهنمایی که بابتش سالها گرد میز و درس و کتاب و کلاس را چشیده بودم. باز هم به نیت اولم بازگشتم. قصدم رسیدن به هر قیمتی نبود. شهرت نمی خواستم. به قول امروزی ها دنبال پرسونال برندیگ نبودم. اینکه کاری کنم تا دیگران به هر قیمتی من را بشناسند!

فضاهای مجازیم را که راه انداختم باز هم قصدم شهرت نبود. نمی خواستم پرسونال برندیگ ویژه ای به نام مینا نیک سرشت داشته باشم اما گاهی حرفهای دیگران زمینه ی وسوسه را فراهم می کرد. اینکه الان برای آنکه به شهرت برسی باید به دنبال پرسونال برندینگ خودت باشی تا بتوانی کتابت را معرفی کنی. من زمانی پا به اینستاگرام گذاشتم که شاید تعداد محدودی آن زمان اینستا داشتند. خیلی ها نمی دانستند اینستا چیست! تعریف شان چیزی شبیه فیس بوک بود که کار کردن با آن سخت به نظر می رسید. اما نیت من همان زمان هم شهرت نبود. هدفم این نبود کارهایم را به رخ بکشانم. اما همیشه این جمله یادم بود که هرجا بودی و هرجا رفت و آمد داشتی مراقب همنشین هایت باش. حتماً روی تو اثر می گذارند. اثرگذاری اینقدر ظریف و نامحسوس اتفاق می افتد که روزی چشم باز می کنی و می بینی تو آدم ماه گذشته، سال گذشته ات نیستی. آدمها آنقدر راحت تو را با افکار، باورها و نگرش هایشان همراه می کنند که خودت متوجهش نخواهی شد. افکار و باورهایی که شاید در ابتدا با تو کاملاً مغایرت داشت اما یک جنبه ای از رفتار، افکار، گفتار و سبک زندگیش تو را جذب خودش می کند و تو ناخواسته اثر خواهی گرفت.

فضاهای مجازی برای شخص من بسیار آسیب داشت. با اینکه مراقبت داشتم تا هر صفحه و هر فرد و هر شخصی که مخالف رفتار و افکار و گفتار و باورهای من زندگی می کرد دنبال نکنم اما این روزها وقتی به یک سال گذشته ام بازمی گردم یادم از آدمهای متظاهری می آید که مذهب را ملعبه ی رفتارهای بی شرمانه و نفرت انگیزشان کرده اند. دین برای من بازیچه نبود تا ظاهری از خودم بسازم که خلاف آن رفتار کنم. اما رفتارهایی دیدم که قطعاً اگر دین را از راه درست بدست نیاورده بودم حتماً امروز خلاف نگرش های معنوی و مذهبم رفتار می کردم. تهمت های نفرت انگیز و رفتارهای بدتر از آن که خدا به آن عالم و آگاه است و روزی سندی شاهدتر و گویاتر از تمام آنچه که شنیدم و دهان دوختم. بهرحال اگر روزی دوباره بازگشتم حتماً یک دلیل متقن و درست خواهد داشت.

روان شناسی چه می گوید؟

معنویت یک امر مقدس است. آدمها ناخواسته با معنویت احساس قداست می یابند و هر انسانی فطرتا دنبال خداجویی و خداپرستی است. بسیارند انسان هایی که برای پوشاندن شرارت، کج بودن رفتار و خلق و خو و پنهان کردن ضعف های شخصیتی و رفتاریشان به معنویت و مذهب پناه می برند. همین است که گاهی افراد ظاهرا دین محور را که می بینید رفتاری خلاف باورهای معنوی و اعتقادات دینی ما دارند. این تناقض های رفتاری حکایت از شخصیت معیوب و روان بیمار فرد دارد و این نیست که من فکر کنم دین مشکل دارد.

شما بی آنکه متوجه باشید گاهی زندگی تان را در معرض آسیب از سمت دیگران قرار می دهید و گاهی این آسیب های روحی، رفتاری و روانی جبران نمی شود. اجازه ندهید دیگران مسلط بر افکار، باورها و ارزشهای رفتاری شما شوند چرا که اگر اینطور باشد شما بازیچه ی دست آنها خواهید شد.

من را همین جا دنبال کنید البته اگر دوست داشتید و فکر کردید من چیزی بلد هستم که قابل انتقال به شما عزیز است. قصدم از اینستاگرامم خیر رساندن از طریق علم به دیگران بود اما یک سال اخیر بسیار اذیت شدم و بسیار تهمت شنیدم که به روانم آسیب زد. ترک کردنش را بر ماندن و اینگونه زندگی کردن ترجیح دادم که بالاخره اگر خواهان آن باشم می توانم بدون اذیت و مزاحمت و تهمت زمینه ی دیگری را که خداوند به برکت نیتم جلوی راهم بگذارد به دیگران انتقال دهم.

حق نگهدارتان و پایتان ثابت قدم در راه درستی و حقیقت

منبع : مینا نیک سرشت |انسانیت با ارزش تر از فضاهای مجازی است!
برچسب ها : نبود ,دیگران ,شهرت ,کتاب ,رفتار ,گاهی ,شهرت نبود ,فضاهای مجازی ,افکار، باورها ,پرسونال برندیگ ,دنبال پرسونال