نوشته بود:

«اگر توی فروشگاه استارباکس کار می‌کردم، به جای نوشتن اسم مردم روی فنجان قهوه‌شان، جملات زیر را می‌نوشتم:

«شما و تمام کسانی که دوست‌شان دارید، روزی خواهید مُرد. تنها بخش کوچکی از چیزهایی که گفته‌اید یا کارهایی که انجام داده‌اید برای تعداد کمی از مردم، اهمیت خواهند داشت، آن هم صرفاً برای یک مدت کوتاه. این حقیقتِ ناخوشایندِ زندگی‌ست. تمام مسائلی که به آن‌ها فکر می‌کنید یا کارهایی که انجام می‌دهید، تنها گریزِ استادانه‌ای از این حقیقت‌اند. ما غبارهای کیهانی بی‌اهمیتی هستیم که در یک نقطه‌ی‌ آبی پرسه می‌زنیم و به هم برخورد می‌کنیم. عظمتی برای خودمان تجسم می‌کنیم و اهدافی برای خودمان می‌سازیم. اما راستش را بخواهید، ما هیچ نیستیم.

پس از قهوه‌ی لعنتی‌تان لذت ببرید!»

شاید هدف از این جملات شعاری و کلیشه ای مثل این که شما بی نظیر خلق شده اید پس باید بی نظیر باشید یا تو بهترینی و می توانی بهترین ها را نصیب خودت کنی و چیزهایی همچون اینها که مخاطبینش تمامی ما بدون درنظر داشتن توانمندی، امکانات، زمان، سن و سال، شرایط و محل زندگی، شرایط خانوادگی، تحصیلات، معلومات، استعدادها و مهارت ها، توانمندی ها و گزینه های مهمی مثل اینهاست، پیامش به مخاطب تماماً غلط است. چرا که اساس و چارچوب های صحیح شناختی و بنیادین روان شناسی را ندارد و صرفاً منبع بازاریابی و تجارت است.

ما هیچ نیستیم به نوعی می تواند درست باشد. به این دیدگاه که ذهن مان را از این پارادوکس های معنایی و مفهومی ساخته شده نجات بدهیم که قرار است آثار خارق العاده ای از خود به جا بگذاریم و اگر این چنین نبود و یا نشد امید خودمان را از دست بدهیم و فکر کنیم آنها که جایگاهی را خلق کرده اند و یا به نوعی بنا بر تعاریف امروز ما صاحب مقام و موقعیت و رشته و حرفه و مهارتی خاص شده اند پس ما به درد نخور و بی مصرف خواهیم بود و یا خواهیم ماند.

ما هیچ نیستیم می تواند درست باشد چرا که باعث می شود همواره به این فکر کنم این ما هستیم که برای خودمان تعاریفی خاص نه برمبنای درستی جهان هستی بلکه برمبنای عصر حاضر و مردمانش مطرح کرده ایم که فکر می کنیم اینها عین موفقیت و رسیدن به همه ی آن چیزی است که وجود دارد و بقیه برایمان تعریف کرده اند.

تمامی اینها را در این مختصر کنار هم می گذارم تا بگویم امیدواری و اوضاع خراب یا اوضاع خوب هم طبق تعاریفی برایمان معنا می شود که چیده اند. تنها چیزی که وجود دارد این است که بیاندیشیم اکنون از چه چیزی باید لذت ببریم و ذهن مان را به سمت کدامین معنا هدایت کنیم که بالواقع وجود دارد و معنایی فراتر از موجودیت تمام آن چیزی دارد که ما امیدمان را وابسته به بودن و داشتن و یا نبودن و نداشتن آنها کرده ایم.

منبع : مینا نیک سرشت |امید....
برچسب ها : چیزی ,کرده ,خودمان ,وجود ,کنیم ,نیستیم ,برای خودمان ,وجود دارد ,تواند درست ,درست باشد